پخش زنده
امروز: -
تحولات دولت دوم ترامپ در جایگزینی کامل قدرت سخت (اجبار و نظامی گری) به جای قدرت نرم (جذابیت و اقناع)، انتقادهای سرسختانهای در محافل داخلی ضد مستاجران کاخ سفید را در بر داشته با این استدلال که استفاده مستمر از قدرت سخت موجب ایجاد نفرت و شتاب گرفتن فرایند زوال نهایی نفوذ جهانی واشنگتن میشود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما،استیون والت، نظریه پرداز برجسته واقع گرایی هم بر این باور است که ترامپ با کنار زدن نهادهای دیپلماتیک، علمی و امدادی امریکا، عملا تیشه بر پیکره یکی از ستونهای اصلی هژمونی واشنگتن زده و به جای الهام بخشی، به ارعاب روی آورده است. این رویکردی است که نه فقط به انزوای بین المللی آمریکا منجر شده بلکه عرصه را برای رقبا، به ویژه چین، باز کرده است.
تحلیلگران ریشه این تحول را در جهان بینی "برنده - بازنده " ترامپ، بیزاریِ تیم او از ساختارهای داخلی آمریکا و ترجیح دستاوردهای کوتاه مدت بر راهبردهای بلندمدت میدانند. انان هشدار میدهند که تداوم این مسیر و سوءاستفاده از قدرت نظامی (مانند جنگ علیه ایران) مرز میان آرمانهای آمریکایی و اقدامات رهبران آن را از بین برده است.
دولت ترامپ برخلاف دولتهای پیشین امریکا با گذار از قدرت هوشمند به قدرت سخت مطلق روی اورده است که در این مسیر با تحقیر" قدرت جذب " فقط بر ابزارهای قهری، تعرفههای اقتصادی و نیروی نظامی تکیه میزند.
انحلال آژانسهای توسعه (USAID)، تضعیف دانشگاهها و خروج از سازمانهای بین المللی، ظرفیتهای " دیپلماسی عمومی " آمریکا را فلج کرده که ثمره ان در حال از بین بردن ابزارهای نفوذ بصورت سیتماتیک است.
تیم ترامپ (مانند سرگرد هگست وزیر جنگ و استیون میلر مشاور ارشد سیاستگذاری ترامپ) جهان بینی سلطه جویانهای دارند که اشکارا جهان را به دو قطب " قوی " و "ضعیف" تقسیم میکنند و هرگونه مذاکره یا هنجار بین المللی را مانع اِعمال اراده قدرت برتر میدانند.
کارشناسان معتقدند تضادی اشکار میان شعار ملی گرایی و تخریب ساختارهای ملی در ساکنان جدید کاخ سفید به سرکردگی ترامپ وجود دارد. شعار انتخاباتی ماگا (عظمت را دو باره به آمریکا بازگردانیم) بر پایه نفرت از واقعیت موجود آمریکا (رسانه ها، تفکیک قوا، علم) بنا شده که جذابیت الگوواره آمریکایی را برای جهانیان از بین برده است.
والت نظریه پرداز واقع گرایی از دیگر سو معتقد است که حمله نظامی به ایران نمونه بارز شکست محاسباتی در تکیه بر قدرت سخت است که نه فقط به تغییر نظام منجر نشده، بلکه نمادی از افول عقلانیت دیپلماتیک در واشنگتن است. این خطای محاسباتی موجب افزایش هزینههای مادی و معنوی برای امریکا شده است.
امریکا در سیاست خارجی با گذار از اندیشه هژمون به سلطه گری عریان در سیاست خارجی روی اورده که بمعنای کنار گذاشتن عملی ابزارهای قدرت نرم است.
قدرت نرمی که امریکا به اتکای ان دههها با پنهان کردن دستهای چدنی زیر دستکش مخملین کوشش میکرد با فریب افکار عمومی زیر پوشش حقوق بشر و دموکراسی اقدام به تامین اهداف توسعه طلبانه امپریالیستی دست یابد.
افول قدرت نرم آمریکا و تخریب نهادهای بین المللی توسط سردمداران واشنگتن البته فرصتی استثنایی برای جمهوری اسلامی ایران و سایر قدرتهای مستقل فراهم میکند تا در چارچوب " نظم نوین جهانی "، ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای (مانند بریکس و شانگهای) را بدون وابستگی به ساختارهای دلاری و نهادهای تحت سلطه غرب تقویت کنند.
این نوید بخش فراهم شدن شرایط برای تحقق وعده گروه زیادی از نظریه پردازان است که طی یک دهه گذشته انتقال قدرت از غرب به شرق را پیش بینی کرده بودند.
اندیشمندان بر این باورند که آمریکا با عبور از مرحله " اقناع جهانی " وارد مرحله "اضمحلال اخلاقی و سیاسی" شده است که مرحله مهمی از افول بویژه در ذهن افکار عمومی تلقی میشود.
دکتر حسن عابدینی
كارشناس ارشد مسائل بين الملل و معاون سیاسی صداوسیما
سلام خدمت آقای عابدینی توضیح کامل و جامع بود دست شما درد نکنه خیلی عالی بود انشاءالله انشاءالله پیروزی مطلق انقلاب اسلامی ایران بر دشمن بی خرد و نادان ترامپ قمار باز و اسرائیل جنایتکار