پخش زنده
امروز: -
محمد قاسمی، نویسنده و کارگردان تئاتر براین باور است که هنرمندان باید با همه وجود تلاش کنند تا از پس کارِ سختِ بیانِ حقایق جنگ اخیر و دفاع جانانه مردم در مقابل دشمن آمریکاییصهیونی، برآیند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، محمد قاسمی، نویسنده و کارگردان تئاتر، درباره شرایط اخیر ایران و لزوم توجه به جبهه فرهنگی و رسانهای در راستای حس وطندوستی، توضیحاتی را ارائه داد.
قاسمی با اشاره به نگاه هنرمندان در همه جهان به جنگ گفت: «نگاه و هدف همه هنرمندان نه تنها در ایران که در تمام دنیا، نشان دادن جنگ به عنوان عنصری پلید و شوم بوده است و همواره تلاش کردهاند تا جوامع انسانی را از این امر برحذر کنند. اما امروز جامعه ایرانی در مقام دفاع از وطن موظف به تولید برنامه در قالبهای هنری وطن پرستانه است.»
او ادامه داد: «رسانههای غربی از لحظه تولد نسلهای جدید ما مثل دهه ۸۰ تا کنون برای آنها برنامهریزی میکنند و نگاه و نگرش آنها نسبت به مقوله وطن را تحت تاثیر قرار میدهند و اینجاست که نقش رسانه و تولیدات فرهنگی و هنری بسیار اهمیت مییابد. همانطور که رهبر شهید انقلاب هم بارها تکرار کردند، ما در جنگ رسانه فرهنگی بسیار عقب افتادیم. رسانههای زیادی در تلاش هستند تا خانواده ایرانی و روحیه وطنپرستی ایرانیان را به اشکال متفاوت تضعیف کنند اما معدود افرادی هستند که با آنها همراه شدهاند و اکثر مردم این خاک حامی وطن و سرزمین خویش بوده و هستند.»
این هنرمند افزود: «سبقت گرفتن در جنگ فرهنگی مسئولیت هنرمند ایرانی و لزوم نگاه جامع به تولید آثار هنری را افزایش میدهد. من همواره بر این باور هستم که جهانی ساخته نمیشود مگر اینکه اول فرهنگ جامعه و پس از آن خانه و کاشانه افراد جامعه ساخته شود.»
قاسمی با بیان اینکه روحیه بیگانهستیزی و وطنپرستی ایرانیان همیشه زبانزد خاص و عام است، گفت: «با وجود حس وطندوستی ایرانیان باز هم ما در بحبوبه جنگ شاهد تماس افراد اندکی از داخل کشور با شبکههای معاند و ارسال فیلم و تصاویر به آنها بودیم. تصاویری که دردسرهای خاصی را برای ایران ایجاد میکرد. این افراد بیشتر فریب رسانهها را خورده و تحت تاثیر آنها قرار گرفتهاند. اینجاست که اهمیت کار هنری و رسانهای به خوبی دیده میشود. هنرمندان میتوانند در همه رویدادهای اجتماعی کارآمد باشند و واقعیتهای ناگفته را به زبان هنر بازآفرینی کنند.»
او با اشاره به مقاومت ایرانیان در مقابل متجاوزان به وطن در طول تاریخ ادامه داد: «ایرانیها در طول تاریخ نشان دادهاند که در مواجهه با حمله و دستدرازی بیگانگان همواره مقاومتر شدهاند و این از روحیه ایراندوستی و وطنپرستی آنها سرچشمه میگیرد. ما تاریخی پر از قهرمان ملی داریم که اگر مدیران هنری و همچنین هنرمندان ما در معرفی آنها در قالب تولیدات نمایشی کوتاهی کردهاند، باید بازنگری نسبت به نگاه خویش داشته باشند، آن هم در مقایسه با تولیدات جوامع غربی که با وجود نداشتن قهرمانان ملی همواره در تلاش هستند تا در آثار تصویری خود قهرمانهای پوشالی ساخته و به واسطه آنها فرهنگ وطنپرستی را به دیگر جوامع صادر کنند.»
این هنرمند با ابراز تاسف از فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب گفت: «شهادت کودکان میناب بزرگترین تراژدی غمانگیز زندگی من است. امکان ندارد پدر و مادری خبر مدرسه شجره طیبه را شنیده باشد و تا ابد غمی سنگین در دلش نمانده باشد؛ بچههایی که بیگناه و معصوم صبح اول وقت کیفشان را روی دوششان گذاشتند و برای خواندن و نوشتن به مدرسه رفتهاند و ناجوانمردانه شهید شدند. اینکه جامعه جهانی صحبتی از این عزیزان به میان نمیآورد و حتی یک عذرخواهی ساده را دریغ میکند، قساوت و صفت شیطانی دمشنان را نشان میدهد.»
او ادامه داد: «بچهها در هیچ دسته و رسته سیاسی نمیگنجند. آنها نه از جنگ قدرتها و سیاست خبر داشتند و نه از جغرافیای ایران. آنها هنوز درگیر مسائل جدی زندگی نشده بودند، اصلا نمیدانستند در چه کشوری زندگی میکنند. مساحت این کشور چقدر است، چه فرهنگ و رسومی دارد و حتی اطلاعی نداشتند که کشوری به نام آمریکا وجود دارد. این کشتار بیرحمانه ماهیت اصلی جنگ را نشان داد.»
قاسمی افزود: «اگر هنرمندان ما سالهای سال برای تک تک این بچهها بنویسند باز هم کم نوشتهاند. گروههای سیاسی متاسفانه ارجحیت تفکر و تعقل خود را در نشنیدن صدای خانواده این کودکان دانستند. اگر چنین فاجعهای در هرجای دیگر دنیا اتفاق افتاده بود، کل دنیا برایش جشنواره و فستیوال تعریف میکرد یا بسیاری از جشنوارهها از غم از دست دادن این بچهها در سکوت فرو میرفتند اما تا کنون تمام فعالان سیاسی و جامعه جهانی که نفع خود را در جنگ میدیدند، ساکت شدند. من به عنوان یک پدر با پدران بچههای میناب همذتپنداری میکنم. این تراژدی هیچوقت از جلوی چشمان من پاک نمیشود. خدا به خانواده این عزیزان و تمام مردم ایران صبر بدهد. خدا به مردم ایران صبر بدهد که دلاور مرد بزرگی همچون رهبر انقلاب و دیگر دلاوران مردان این خاک را از دست دادند.»
او گفت: «با وجود اینکه بچههای تئاتر انقلاب با دیدگاههای مختلف به جنگ پرداختند، باز هم یک روز از آن هشت سال دفاع مقدس گفته نشده است. حالا نیز نمیدانم، هنرمندان چگونه قرار است از خجالت بیان حقایق جنگ گسترده اخیر و دفاع جانانه ما در مقابل ابرقدرت جهانی و رژیم تا بن دندان مسلح صهیونیستی در بیایند. امیدوارم مسئولان و هنرمندان ما بدانند باید صدای بچههای میناب باشند و به زبان هنر به تمام جهان بگویند در میناب در آن روز شوم چه گذشت.»
این هنرمند همچنین با تاکید بر اینکه وطن برای او شبیه خون جاری در رگهایش است، گفت: «طی مدت جنگ با آوار هر بنا در هر گوشه از این خاک احساس میکردم، دنیا روی سر من آوار شده است. با شهادت هر یک از هموطنان در ایران از نظامی تا مردم عادی تکهای از جان من کنده شده است و با شنیدن خبر شهادت هر یک، مرگ عزیزی را تجربه کردم. آدم با مرگ کنار میآید اما انگار یک چیزی برای همیشه از وجود او کاسته شده است.»
او ادامه داد: «وطن برای من شبیه ضربان قلب است. شبیه دختربچههای با مقنعه سفید و پسربچههای عزیز میناب است. تعریف وطن برای من تعریفی فراتر از خاک دارد، چراکه با روح عجین شده است.»
محمد قاسمی در پایان سخنانش گفت: «خیلی از مردم و مسئولان توصیههای مکرر حضرت آقا را درباره جنگ فرهنگی و اهمیت رسانه را به دلایل مختلف گوش نکردند اما به نظر میرسد اکنون وقت آن است تا توصیههای ایشان را جدی بگیریم. هم و غم همه مسئولان ما باید فعالیتهای زیرساختی فرهنگی باشد. برای بچههای دانشآموز تا زمانی که فارغالتحصیل میشوند برنامه داشته باشیم تا روحیه وطنپرستی و میهنپرستی را با معرفی تاریخ، تمدن، قهرمانان ملی و میهنی و الگوهای خود از گذشته تا کنون در آنها تقویت کنیم و نسلی آگاه تربیت کنیم. با این برنامهها قطعا مردمی خواهیم داشت که مثل کوه پشت هم هستند. البته که این مردم ثابت کردهاند اکنون نیز پای کار وطن و همراه با هماند اما با کار فرهنگی قطعا میتوان حس غرور ملی را بیش از پیش به نمایش گذاشت.»