پخش زنده
امروز: -
نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه گرانفروشی و کمفروشی باید با مشارکت مردم کنترل شود، گفت: باید از ظرفیت مردمی استفاده کنیم و علاقمندان به دولت کمک کنند و گرانفروشی، کمفروشی و عرضه خارج از شبکه را گزارش کنند.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، آقایان مهدی طغیانی، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی و میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری به موضوع «شرایط اقتصادی در میانه جنگ» پرداختند و به پرسشها در این باره پاسخ دادند، متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: آقای طغیانی، اگر بخواهیم خیلی عملیاتی و فوری راجع به اولویتها صحبت کنیم به ترتیب میشود گفت در شرایط جنگی که قرار داریم اولویتهای اقتصادی ما چه چیزهایی باید باشد و به چه میزانی این اولویتها است و به چه میزانی باید این اولویتها باشند؟
طغیانی: اگر وضعیت بنگاهها و واحدی تولیدی را یک دسته بندی کنیم، بخشی از اینها در جنگ آسیب دیدهاند، مستقیم هدف قرار گرفتهاند، بعضیها پیرامون اینها بودهاند یا در زنجیره شان آسیب دیدگیهایی است یا به دلیل شرایط اقتصاد جنگی دچار مشکل هستند. یکی از اولویتهای مهم، رسیدگی به هر کدام از این واحدها به معنای تولید کشور است و تولید کشور نباید در دوره هم جنگ و هم دوره پس از جنگ دچار افت شود. اینکه دولت برای هر کدام از این مجموعههایی که عرض کردم برنامه داشته باشد و فعالین اقتصادی بدانند در میانه این جنگ اقتصادی رها نیستند، به نظر ما اولویت اول است. نکته دوم اینکه تاب آوری مردم در گرو این است که نیازهای اساسی آنها تأمین شود. برای تأمین نیازهای اساسی ما در سالهایی که تحریم بودهایم تجربههای خوبی کردهایم، تأمین کالای اساسی، ذخایری که در حوزه کالاهای اساسی باید تأمین میشده و زیر و بمهایی که به دلایل مختلف در کالاهای اساسی به وجود میآمد، برای وزارتخانه جهاد کشاورزی و صمت و دست اندرکاران این موضوع تجربههایی را ایجاد کرده است. الان انتظار میرود که از آن تجربهها استفاده کنند و حوزه تأمین کالاهای اساسی بدون ایراد و با قوانینی که ما توقع داریم پیش برود.
سؤال: الان مردم احساس کمبودی دارند؟
طغیانی: الان کمبودی نیست، الان دچار کمبود نیستیم، در بازارها به دلیل خرید شخصی که دارم و هم به دلیل مسئولیت سرکشی میکنم، کمبودی نداریم ولی تغییراتی قیمتی شدید داریم. این تغییرات قیمتی شدید قابل برنامه ریزی و مدیریت است. هفته گذشته در کمیسیون جلسهای با وزیر جهاد کشاورزی داشتیم مطرح شد که توقع ما این است که با مدیریت درست و برنامه ریزی صحیح وزارتخانه این نوسانات شدید را در بازارها نداشته باشیم.
سؤال: مطرح میکنند که اگر گرانفروشی است، ولی گرانی است که ماده اولیه افزایش قیمت داشته است، دست ما نیست؟
طغیانی: در کالاهای اساسی بله. زنجیرههای تأمین مثل زنجیرههایی که با تولید فولاد و پتروشیمی درگیر هستند، این اتفاق ممکن است افتاده باشد از جهت اینکه زنجیره آنها دچار مشکل شده است. اما ما در کالاهای اساسی ذخایر خوبی در دوره قبل از جنگ فراهم کردهایم و با همان ذخایر، فرض کنید در تولید مرغ با یک برنامه ریزی درست برای جوجه ریزی و مدیریت بازار امکانپذیر است که بتوانیم بازار را کنترل کنیم و تجربه آن را هم داشتهایم؛ لذا توقع میرود که در این حوزه مثل روغن خوراکی و گوشت و لبنیات و مرغ و ... با یک روانی و با یک سهولت کالا هم دراختیار مردم قرار بگیرد و هم نوسان شدید قیمت نداشته باشد. اولویت سوم بحث این است که در شرایط هم جنگ و هم بعد از جنگ به دلیل آسیبهایی که به کشور وارد شده است، بخشی از انرژی و گاز، یک چهارم هدف قرار گرفته شده است، باید صرفه جویی در حوزه انرژی سرلوحه زندگی باشد و سرلوحه اقدامات مردم باشد. وقتی جامعهای ۳۰ میلیون جانفدا دارد توقع میرود این جامعه درخصوص اولویتهای جنگ و اولویتهای صرفه جویی بسیار بسیار فعال باشد. اینکه چه اقداماتی باید انجام داد در رسانه میشود به مردم معرفی کرد. در آستانه فصل تابستان هستیم، مصرف برق به طور عادی رکورد میزند، آن قلههای مصرف برق را در فصل تابستان داریم، با تنگناهایی که امسال با آنها مواجه هستیم. مدیریت مصرف در بخش خانگی مضاعف میشود تا اینکه بتوانیم در بخش صنعت و تولید برق بیشتری را داشته باشیم، اگر آنجاها خسارتهایی دیده است، دیگر با قطعی برق تشدید نکنیم.
سؤال: پس سه اولویت اصلی دارید؟
طغیانی: اول بحث تولید و حمایت از واحدهای تولیدی که دچار مشکل هستند، دوم تأمین و مدیریت بازار کالاهای اساسی و سوم صرفه جویی است.
سؤال: آقای ظهوریان، شما هم همین اولویتها را دارید؟
ظهوریان: به طور کلی اولین نکته این است که اولین نکته این است که تمام مسئولین ما و تا حدی مردم هم این را بدانند که دشمن، چون در عرصه نظامی نتوانست به اهداف اش برسد، سوئیچ کرده است به عرصه اقتصادی، محاصره دریایی هم عملاً یک بخشی از این است. چون حدود ۸۰ درصد از تجارت کشور ما از مسیر دریایی انجام میشود و در جنوب کشور است، پس هدف اش این است که آنچه که در عرصه نظامی نتوانست به دست بیاورد، با فشار در عرصه اقتصادی معادلات ذهنی و مسیر تصمیم گیری سیاستگذاری ما را عوض کند. طبیعتاً اینجا مهم است که رویکرد ما هم متناسب با این میدان اصلی جنگ که اقتصادی است باشد. به این مفهوم خیلی از سیاستهایی که قبل از جنگ در حوزه ارز و بانک داشتیم، حتماً باید یک تغییراتی اساسی و تغییر پارادایمی داشته باشیم. در نظام ارزی هم در سمت تقاضای نظام ارزی به مفهومی که ما اولویت بندی درستی در ثبت سفارشها و تخصیص ارز نداشتیم، بعضاً ارز را به کالاهایی تخصیص دادهایم که کالاهای دارای اولویت نبودند.
مثلاً یک حجم زیادی قطعات سی کی دی خودرو وارد شده است که اینها را جمع بندی کنیم و با چند برابر قیمت به دست مردم بدهیم. یا کالاهای دیگری که نیاز دارند که کدکالاهای اولویت بندی داشته باشند به ویژه در صنایع صادرات محور، صنایع با ارزش افزوده بالا و صنایع پایین دستی و بازسازی صنایعی که در زنجیره صنایع مختلف هستند. آن سیستم قبلی ارزی کشور هم در سمت تقاضا و هم در سمت عرضه که بحث پیمان سپاری بود و نظارت خوبی نبود، برخورد قضائی با آنهایی که ایفای تعهد ارزی نمیکردند نبود، باید در هر دو سمت عرضه و تقاضای نظام ارزی یک تحول اساسی ایجاد شود. یکی دیگر از ظرفیتهایی که تجربه دنیا هم در بحث بازسازیها و نوسازیهای بعد از جنگ وجود داشته است، بحث استفاده از ظرفیت خلق پول نظام بانکی است، یعنی همان مسئلهای که اگر قبل از جنگ از مفهوم هدایت اعتبارات بانکی صحبت میکردیم اینجا باید اعتبارات بانکی و قدرت خلق پولی که بانکها به واسطه حمایت بانک مرکزی و قدرت حاکمیت پیدا میکنند، این به نیازهای مردم برود، اگر قبلاً میگفتیم هدایت اعتبار، الان باید بگوییم یک جنسی از دیکتاتوری اعتباری نیاز داریم که واقعاً مجموعه بانک مرکزی باید نظارت سختگیرانهای به بانکها داشته باشد که این تسهیلات بانکی به بازسازی و نوسازی و احیای اقتصادی ما برود. اگر بخواهد همان سیستم بانکداری ارتباطات قبلی که بانکها وامها را به شرکتهای وابسته به خودشان بدهند، در سوداگری ارز و مسکن، این به این مفهوم است، ما سال گذشته نزدیک به ۱۱ هزار همت بحث تسهیلات بانکی بوده است. این ظرفیت چندین برابر آن خسارتی است که در جنگ برآورد شده است، حدوداً بین ۲۰ تا ۳۵ میلیارد دلار خسارت ناشی از جنگ است ولی این ظرفیت چند برابر این خسارتی است که خوردهایم. اگر به جبران این خسارتها هدایت شود، اقتصاد ما میتواند خیلی زود این فرصت را پیدا کند که از شرایط جنگی بهبود پیدا کند و چه بسا یک ظرفیتی است که به جای بازسازی به سمت تخریب خلاق برویم یعین شکل بهینه تری از اقتصاد که سهم صنایع ارزش افزوده بالاتری در آن است. همین بحث روالهای قبل از جنگ در نظام ارزی و نظام بانکی و در شوکهای ارزی که به اقتصاد ما وارد شد، خیلی از آنها صنایع کوچک و متوسط ما را فلج کرده بود، اگر بخواهیم همان مسیر را ادامه بدهیم خیلی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که این آسیبهای وارده از جنگ جبران شود.
سؤال: آقای طغیانی، بحث سوءاستفادههایی که برخیها از این شرایط میکنند، آنچه که راجع به خودرو اتفاق افتاده است، آنجایی که بحث فولاد بود گفته شد به اندازه کافی فولاد متقاضی ندارد ولی خودروسازان به دلیل کمبود فولاد افزایش قیمت دادهاند. مسائلی از این دست اتفاق میافتد، شرایط جنگی است، یک بخشی شاید واقعیت باشد، سوءاستفادههایی که برای افزایش قیمت در شرایط جنگی اتفاق میافتد چقدرقابلیت کنترل دارد؟
طغیانی: همیشه در همه کشورهایی که درگیر جنگ بودهاند یا در دوران بعد از جنگ، دولتها مداخلات هدفمند و جدی در حوزه اقتصادی، به ویژه در حوزه نظام توزیع و پخش کالا در اقتصاد دارند. یعنی اگر ما در دوره معمولی توصیه به این میکنیم که دولت خیلی مداخله نکند، در دورانی که فضای جنگ است، چون فضای جنگ فضای تغییر شدید انتظارات و آن اثرات روانی روی عملکرد فعالان اقتصادی است، چه تولیدیها و چه مصرف کننده. مثلاً خبری میآید که واحدهای تولیدی بالادستی در حوزه پتروشیمی هدف قرار گرفتهاند، ممکن است یک واحد تولیدی بگوید من تا دو سه ماه مواد اولیه دارم، با همینها جلو میروم و روزی که اینها به پایان رسید، در این چند ماه اتفاقاتی میافتد یا با واردات یا با برگشتن دوباره این واحدهای آسیب دیده به مدار تأمین میشود که به نظر میرسد که این راهکار درستی است. اما اگر فضای روانی بازار را ببینیم اینکه معلوم نیست اینها چه زمانی بیاید، از فردا گران میشود، همین امروز مواد اولیه را به هر قیمتی که در بازار است خریداری کنم، این موضوع افزایش قیمتها را تشدید میکند. در بحث مصرف هم همینطور است، در مصرف هم اگر هجوم به بازارها داشته باشیم، این هجوم به بازارها باعث وخامت بیشتری میشود.
کاری که دولت باید انجام بدهد به نظر من اینکه باید بازارها را تحت کنترل و نظارت دائمی داشته باشد. یک چیزی که از اتاقهای اصناف و بازرسیهای صنوف توقع داریم این است که دائماً رصد و نظارت کنند. آنها هم میگویند ما نیاز به امکانات و گشت داریم تا بازارها را رصد کنیم. اخیراً با بعضی از افراد مسئول در اتاق اصناف در استان نشستی داشتیم، میگفتند ما پولی که باید به موجب قانون به ما داده شود تا نیازهای مان را برای بازرسیها تأمین کنیم را سازمان برنامه به ما نداده است، پس ما هم نداریم پس نظارت ما هم نمیتواند به اندازه کافی باشد. نکتهای که آنجا گفتم و به نظر میرسد باید سرلوحه کار ما در دولت و در وزارت جهاد و وزارت صمت باشد، اینکه این همه ابزارهای جدید و نو و این همه تمایل مردم برای همکاری در نظارت بر بازار است. این دو تا را با هم تلفیق کنیم، یعنی استفاده از ابزارهای نوین و همچنین استفاده از ظرفیت مردمی، نیروهای مردمی یا افرادی که علاقمند هستند به دولت کمک کنند. گرانفروشی و کم فروشی و عرضه خارج از شبکه را گزارش کنند. اگر اینها با هم روی یک سکو بیاید، بتوانند اینها را با هم تلفیق کنند، میشود نظارتی را انجام داد که با استفاده از بعضی از این گشتهای نمایشی آن اتفاقات نمیافتد. اینها برای بحث رسانه خوب است که نشان بدهیم ولی آن اتفاقی که ما میخواهیم واقعاً بیفتد که نظارت کافی روی بازارها باشد اینطوری نمیشود.
سؤال: زمان جنگ ۱۲ روزه ایست بازرسیها شدید شده بود و عملیات پهپادی دشمن خیلی زیاد بود، یک بخشی از کشفیات اینها با تماس مردمی اتفاق میافتاد و خیلی زود به آنها رسیدگی میشد. الان سامانه ۱۲۴ اینطور است که مردم امید داشته باشند که اگر تماس بگیرند میآیند و نظارت میشود؟
طغیانی: اقدام میشود، اینطور نیست که اقدام نشود ولی نقطهای است. اینها باید روی یک سامانهای بیاید روی یک اقدام جامعی بیاید ما یک ظرفیتهایی داریم که میتوانیم در اینجا از آنها استفاده کنیم، ما ظرفیت در قانون مالیاتها داریم صنوفی که حالا آن اظهار نامه شان را به موقع دادهاند یا از حد آستانهای که در قانون پیشبینی شده و هر سال هم در قانون بودجه میآید پایینتر بدون رسیدگی سازمان امور مالیاتی اینها را نهایی میکند و مالیاتشان را معمولاً تعیین میکند خوب کسی که روی اقدامات چندین و چند مورد شکایت میآید یعنی توی همان پلتفرم مثلاً لازم نیست گشتی اونجا برود برای شکایت اومده روی این ده مورد مثلاً شکایت آمده پرونده مالیاتی این را دقیقتر سادگی کنیم خود این رسیدگی مالیاتی ببینید لازم نیست همیشه خود وزارت خونه با اون وزارت صنعت معدن تجارت با همان سامانهها و آن سامان صد و بیست چهار و اقدامات حضور مثلاً گشت هایش برود و رسیدگی کند با اتصال دو تا اقدام قانونی یعنی مالیات و نظارت بر اصناف به همین دیگر کسی که شکایت مردمی میآید پروندههای مالیاتی اش با دقت بیشتری رسیدگی میشود باور کنید خود همینها بازدارنده است و مانع میشود از اینکه البته ببینید ناگفته نماند اینها که داریم میگوییم به نظر من برای حداکثر زیر پنج درصد اصناف ماست یعنی قالب اصناف ما مردم همین جامعه هستند دلسوزند، جان فدا هستند، شریفند در مورد آنها صحبت نمیکنیم ولی متاسفانه همین پنج درصد دل مردم را میلرزوند و آنها را تحت فشار قرار میدهد.
سوال: آقای ظهوریان و اینکه توی زمان جنگ یک بخشی از ظرفیتهایی که شاید قبلاً خیلی ویژه بهشون نگاه نمیشد یه مقدار ویژهتر میشود بهشون نگاه کرد شما به محاصره دریایی اشاره کردید حالا چیزی که آمریکاییها دارند ادعا میکنند چقدر متاثر کرده اقتصاد را من قضاوتی ندارم و مثلاً بواسطه این اتفاق برخی از کریدورهای زمینی ما برای ترانزیت کالا برای واردات برای صادرات به نظر میرسد یک قوتی گرفتند یک توسعهای پیدا کردند ظرفیتی که قبلا راجع به کریدورهای شمال جنوب و شرق غرب صحبت میشد ولی توی این زمان جنگ به نظر میرسد که این چقدر میتواند راهگشا باشند؟
ظهوریان: در رابطه با جنگ ما نگاه فرصت محور داشته باشیم برای اینکه خیلی تغییراتی که شاید در شرایط عادی انگیزه و ارادهاش وجود ندارد اینها واقعاً در نظام اقتصادی کشور انجام میشود به نظرم مهم است یکی همین نکتهای که شما فرمودید که ما روی بحث شکل دهی به کریدورها استفاده از مسیرهای زمینی مثلا یکی از کارهایی که ما خیلی قبل جنگ هم پیگیری میکردیم هم با دوستان وزارت راه با دوستان و زاررت اقتصاد به واسطه اینکه خوب یه بخشش برمیگشت به مناطق آزاد و بحث اینچه برون فعال شدن مسیرهای زمینی شمال کشور است که خوب یکیاش توسعه زیرساختها توی آن مبادی ورودی از جمله اینچهبرون است خوب اینها عرض میکنم، چون ما عمده تجارت مان تجارت دریایی بود و خیلی انگیزهای برای اصلاح هم نبود، چون او زمان انجام نمیشد یا توی مسیر مثلاً تسویه تجارت خارجی ما عمدتاً تسویه تجارت خارجه مان وابسته تراستیا بود یک بخش زیادی از تراستیا هم در همین کشورهایی بود که توی این جنگ اتفاقاً در برابر ما قرار گرفتند یعنی در سمت دشمنان ما ایستادند مثل امارات و خوب علیرغم اینکه خیای تذکر داده شد خیلی گفته میشد که ما باید کم کم توی بحث تسویه تجارت خارجه حالا تراستیا بالاخره یک شکل دهی شان در ابتدا تحریمها ضرورت زمانی بود ولی باید به تدریج سهم شان کم میشد در تسویه تجارت میرفت به سمت مسیرهای تهاتری مسیرهای پیمانهای چندجانبه مسیرهای تسویههای رسمی و این انگیزه واقعاً وجود نداشت.
الان شاید و محیط بیرونی و متغیر بیرونی ما را بتواند وادار کند که به این سمت برویم و این جنس از فرصتها که ما یک سری سرمایه مان بالاخره آسیب خورده پتروشیمی ها، فولاد برخی کارخانههای کوچک و متوسط خوب بخش زیادی از این ظرفیت تولیدی که از بین رفته میشود ما طریق ظرفیت خالی که واحدهای صنعتی دیگرمان دارند استفاده کنیم مثل خود ظرفیتی که الان توی پتروشیمیها ضربه خورده آن سمتش برخی پتروشیمیهای ما هستند که ظرفیت خالی دارند میشود از اینها استفاده کنیم و این نگاه فرصت محور اساساً به مسئله جنگ برای این که خیلی اصلاحات اقتصادی توی شرایط عادی اینقدر امور جاری چیز باشد که مسئولین به این واجبات اقتصادی نپردازند یا سیستمهایی شکل گرفته موجود به عنوان یک تاروپود مانع اصلاح بشوند جنگ خودش میتواند فرصتی باشد که ما این را اصلاح کنیم یا حتی در حوزه بازسازی هم یکی تاکیدات ما این است که یک کلمه بازسازی شاید یک تشت آبی داشته باشیم که یعنی ما صنعتی داشتیم یک آسیب خورده عیناً باید همان را بسازیم واقعاً برخی از صنایع ما صنایع بهینهای هم نبودند یعنی میشود به لحاظ فناوری به لحاظ نوع بهلحاظ مکانیابی واقعاً اصلاحاتی در اینها انجام شود، الان مثلاً برآوردهایی که فرض کنیم روی یکی از کارخانههای فولاد آسیبدیده توی جنگ هست اینه که شما عدمالنفعی که این آسیب دیدن این دارد با نفعی که حاصل از مثلاً نگاه هزینه منفعت هزینه فرصتی به صادرات برق و گازی که استفاده کرده تقریباً یر به یر هست یعنی خیلی صنعت صنعت بهینهای نبوده ما از گر نگاه شکل دهی دوباره به اقتصادمون داریم باید به لحاظ تکنولوژی به لحاظ نوع صنایع و به لحاظ مکان امثال اینها حتماً یک بازنگری داشته باشیم که بشود انشاءالله از این آسیبی که بالاخره در طول دوره جنگ بهمون وارد شده نگاه فرصت محوری داشته باشیم که در آینده توی نگاه بلندمدت بتوانیم اینها را تبدیل به نفع کنیم از جمله اینکه اقتصاد ما هم باید به تدریج از اقتصاد مبتنی بر صادرات مواد خام حرکت کند به سمت اقتصادی که توی صنایع با ارزش افزوده بالاتر و به نوعی صنایع پایین دستی همین صنایع خام باشد.
سوال: و موضوع خیلی مهم که به نظرم از همین بحثهایی که کردیم خیلی مهمتر است که مورد تاکید رهبر شهید معظم انقلاب هم بود بحث مردمی کردن اقتصاد بود الان خوب ما کف خیابان مردم را داریم اینکه با چه انگیزهای بیش از شصت شب است حضور دارند یعنی مردم جایی که احساس وظیفه میکنند بهشون واگذار میشود به بهترین نحوه انجام اون عملیاتی که بر عهده شان قرار داده میشود را بجا میآورند توی مثلاً جان فدا بیش از سی و یک میلیون نفر ثبت نام کردند این ظرفیت نرمی وجود دارد توی اقتصاد مقاومتی ما خیلی به این تاکید شده؟
ظهوریان: ما اونچه که تو عرصه امنیت اتفاق افتاد یک بار باهم دیگر مرور کنیم یعنی دغدغهای بود کشور روز اول جنگ که اتفاق افتاد مثلاً کشور مردم صحنه را خالی کنند و اون شبکههایی که دشمن از قبل جای گذاری کرده بود بیایند و ناامنی ایجاد کنند و دستگاههای بعد نظامی امنیتی ما که مشغول جنگ بودند همزمان مثلاً میتوانستند درگیر داخلی این شبکهها دشمن هم بشوند دیدیم این حضور مردم مدلی که در قالب امنیت محله محور ایجاد شد خوب چقدر کمک کرد که این دستگاه امنیتی و دستگاههایی که.
سوال: چرا در زمینه اقتصاد این را نمیتوانیم؟
ظهوریان: عرضم همین بود ما میتوانیم در عرصه اقتصاد هم ترجمه کنیم یعنی از ظرفیت مردم اولاً برای رشد عرصه اقتصاد وارد کنیم بدون تعارف اقتصاد ما یک اقتصادی تسن که الان مثلا در حوزه بانکی اش فرض کنیم از بخش خصوصی کلاً (برون رانی؟) شده حالا یکی از وجوه هش است که ما مثل توی عرصه نظارتی و بازرسی و گزارشات مردمی استفاده کنیم یک مقداری دیگر لایه حداقلی ظرفیت مردم است نه ما باید باید حتماً نگاه حداکثری به مردم داشته باشیم که اصلاً اقتصادمون اقتصاد مردم محور مبتنی بر مشارکت مردم دولت بکنیم بحث مردم البته یک جنبه دیگهای هم دارد که کآن حفاظت از مردم در برابر این شوکهای تورمی است که الان اتفاق افتاده ببینید بحث حذف ارز ترجیحی که مطرح شد بالاخره بحث کالابرگ واقعا جایگزین مطرح شد و زمان مسئله هم این بود که ما از طریق همسان کردن میزان کالا برگ با رشد قیمتی اینها یک سپر معیشتی در برابر جهشهای تورمی و جهشهای ارزی برای مردم درست میکنیم خب واقعیت قضیه اینه که این الان اتفاق افتاده و طبیعتاً باید ما حتماً تو این هم بازنگری داشته باشیم در مبلغ کالا برگی که خوب اونجا پیشبینیشده.
سوال: که حالا گفتند اتفاق میافتد؟
ظهوریان: یک مقدار هنوز تو جاهای تصمیمگیر مقاومت است نسبت به این سناریوهایی که هست مثلاً بیست و پنج درصد پنجاه درصد دو برابر بشود این بهترین چیزیه که واقعا به نظر من باید اون تعهدی که دولت داده بود به مردم و اعلام کردند این را حتماً انشاءالله ما این وجه اش که مردم را بتوانیم یه سپری برایشان درست کنیم در برابر این بحث جهش تورم خیلی کمک کنیم.
سوال: ما چقدر از این ظرفیت مردمی میتونیم استفاده بکنیم آقای طغیانی مجلس چهار میتواند نقشآفرینی داشته باشد در مردمی کردن اقتصاد؟
طغیانی: اونچه که به نظر من از ظرفیتهای قانونی برای حضور مردم در اقتصاد کشور باید شکل میگرفت الان موجود است یعنی ببینید از زمانی که سال هشتاد و شش هشتاد و هفت قانون سیاستهای کلی اصل چهل و چهار کلاً سیاستهای کلی سال هشتاد و چهار و بعداً قانونش تصویب شد نگاه این بود که دولت یک بازآرایی کنیم ما نقش دولت و مردم و فعالیتهای مختلف توی اقتصاد کشور خود قانون سیاستهای کلی اصل چهل و چهار یک ظرفیت مهم بود تا امروز که ما الان قارون تامین مالی قانون زیرساخت را دو سال در مجلس مصوبه داریم و ابلاغ شده و الان هم داریم اصلاحات شد پیگیری میکنیم که میقانون مواردی را میتوانیم بهش اضافه کنیم همه اینها ظرفیتهای خیلی خیلی خوبی برای ورود مردم به اقتصاد ایجاد میکند، اما چرا اتفاقی نیفتاده ببینید بخشی از این به نظر من میرسد همان مقاومتی که معمولاً دولتها دارند حالا توی ایام عادی میگوییم در خود دوره جنگ عرض کردم مداخله را در این دوران منفی نمیدونم ولی مقاومتی که دولتها خارج میشوند از عرصه و آن را به مردم بسپارند دوم لوازمش اشاره کردهاند آقای دکتر ظهوریان بحث هدایت اعتباری حمایت اعتباری از فعالیتهای اقتصادی مردم خوب ما الان نمونه هایش را داشتیم من فقط میگویم و عبور میکنم بسیاری از مؤسسات و نهادهای مالی اعتباری ما به ویژه آنهایی که که بیشتر خصوصی بودند تو این سالها رفته بودن مال ساخته بودند فعالیتهای تجاری توزیعی و کارهای سطحی انجام داده بودند به جای اینکه تامین مالی تولید واقعی کشور را انجام بدهند و همچنین خوب بالاخره بعضی از قوانین ل مثل قانون تعاون ما که یک بخش مهم هم در قانون اساسی است و باید به سطحی میرسید به یک عددی میرسید ما این را از این ظرفیت به اون شکلی که در قانون پیشبینی شده بود و مدنظر رهبری شهید هم بود نرسیدیم این ظرفیتهایی است که به نظر من باید به شکل جدی جدیتری فعال بشود تا اون چیزی که مدنظر مردم وارد عرصه اقتصاد بشود محقق شود.
سوال: حالا توی همین شرایط نمایندگان همین مردم در مجلس در کمیسیون اقتصادی آیا اقدامات خاصی را برای راهبری بهتر شرط اقتصادی دارند خبری دارید الان بخواهید بگویید؟
ظهوریان: عمدتاً توی هفتههای اخیر که دوستدان کمیسیون اقتصادی و برخی جلسات هیئت رئیسه و برخی هم کل اعضا عمدهترین جلسات نظارتی با دستگاهها بوده خوب ما یک زیرساخت قانونی خوبی هم داریم که طبیعتاً حوزه نظارتی میتواند این را فعال کند من به لحاظ همان نگاه فرصت محور عرض کنم مثلاً یکی از ظرفیتهایی که خیلی میتواند کمک کند به ما بحث تامین مالیات زمین محور است که تو برنامه هفتم اتفاقا زیرساختهای قانونی اش دیده شده ما حدود یک ممیز هشت میلیون هکتار فقط زمینهایی که راهوشهرسازی الان در اختیارش هست حدود یک ممیز و شش میلیون هکتار از زمینهای که توی محدوده شهرها دولت دارد مثلاً همین زمینها را نمیگوییم همه اینها بیست و پنج هزار هکتار برآورد کردند کارشناسان این در قالب یک مشارکت دولت و بخش خصوصی انجام بشود حدود هزار چهارصد همت با سهم شصت و سه درصدی دولت که زمین آورده است یعنی هیچ هزینهای هم دولت نمیتواند بکند میتواند تامین مالی بکند بحث بازسازی جنگ که حدود هفتاد درصد خسارات رسمی جنگ است یا مثلا تراستیای ما یا مواد پتروشیمی ما حدود شش میلیارد دلار که آسیب خورده گزارشهای بانک مرکزی مثلا نشان میدهد که اینها حدود هفده هجده میلیارد دلار ارزهایی بوده که ایفای تعهد داشتند برنگردانند خوب این فرصت آن شش میلیارد را خیلی راحت میتواند جبران کند و یک زمینه توسعهای هم توی بحث صنایع پایین دست اینها ایجاد کند.