پخش زنده
امروز: -
روانشناسی بالینی در خصوص ارتباط با نحوه برخورد و رو به رو شدن با بحران و همچنین شرایط پس از بحران از دست دادن عزیزان، حوادث ناگوار، فشارهای اقتصادی یا تجربههای تلخ فردی و جمعی توضیحاتی را بیان کرد.

مینا نظریکمال دکتر روانشناسی بالینی، پژوهشگر و درمانگر حوزۀ سلامت در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، در ارتباط با نحوه برخورد و رو به رو شدن با بحران و همچنین شرایط پس از بحران از دست دادن عزیزان، حوادث ناگوار، فشارهای اقتصادی یا تجربههای تلخ فردی و جمعی گفت: بحرانها بخش اجتنابناپذیر زندگی ما انسانها هستند. از دست دادن عزیزان، بیماریهای سخت و جدی، حوادث ناگوار و ناگهانی، فشارهای اقتصادی یا تجربههای تلخ فردی و جمعی، همه و همه میتوانند تعادل روانی انسان را برای مدتی به هم بزنند. با این حال، یافتههای علمی در حوزه روانشناسی نشان میدهد که بحرانها همیشه به معنای فروپاشی یا پایان توانمندیهای فرد نیستند. در بسیاری از موارد، انسانها میتوانند پس از عبور از تجربههای دشوار، به درکی عمیقتر از خود و زندگی دست پیدا کنند.
نظری بیان کرد: در روانشناسی به این پدیده «رشد پس از بحران» گفته میشود؛ فرآیندی که درطی آن فرد با عبور از تجربه رنج و فشار روانی، به بازسازی درونی جدیدی رسیده و به نسخه بهتری از خود تبدیل میشود، همچنین نگاه تازهای به ارزشها، روابط، رویدادها و معنای زندگی پیدا میکند. نکته مهم اینجاست که رشد پس از بحران به معنای نادیده گرفتن یا فرار از درد یا بیاهمیت دانستن رنج نیست. تجربههای سخت میتوانند غم و اندوه، خشم، اضطراب و احساس عدم کنترل یا بیثباتی را ایجاد یا تشدید کنند و این واکنشها طبیعی هستند. چیزی که اهمیت دارد این است که، با این تجربهها چطور روبهرو میشویم، چه تعبیری از آنها داشته و چطور در مسیر تدریجی بازسازی روانی قدم میگذاریم.
این روانشناس گفت: مطالعات نشان میدهد بسیاری از افرادی که از بحرانهای سخت عبور کردهاند، تغییراتی مثبت را در زندگی خود گزارش میکنند. این تغییرات معمولاً در چند حوزه دیده میشود: قدردان بودن بیشتر در زندگی، ایجاد روابط عمیقتر با دیگران، رسیدن به احساس توانمندی بیشتر در برابر مشکلات، بازنگری در اولویتهای زندگی و همینطور تقویت و یا شکلگیری نگاه معنوی یا فلسفی عمیقتر به جهان. برای نمونه، برخی از افرادی که تجربه بیماریهای جدی یا از دست دادن یکی از اعضای خانواده را پشت سر گذاشتهاند، پس از مدتی گزارش کردهاند که نگاهشان به زندگی تغییر کرده است. برخی از آنان زمان بیشتری را به خانواده اختصاص میدهند، بعضی فعالیتهای داوطلبانه یا اجتماعی را آغاز میکنند و دیگران ممکن است مسیر شغلی یا سبک زندگی خود را بازنگری کره باشند. این تغییرات نشان میدهد که بحران میتواند به فرصتی برای بازاندیشی و بازسازی در مسیر زندگی تبدیل شود. از جمله مهارتهایی که به تقویت رشد پس از بحران کمک میکند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اول از همه اینکه پردازش تجربهها و بیان آنها را جدی بگیریم. صحبت کردن با افرادی که قابل اعتماد، مشاور یا روانشناس متخصص هستند میتواند به شما کمک کند احساسات پیچیده خود را بهتر درک کنید. حتی نوشتن درباره تجربههای سخت خود، راه مؤثری برای نظم دادن به افکار و کاهش فشار روانی است.
دوم، حفظ ارتباط با دیگران است. عزلت نشینی و انزوا طلبی در دوران بحران میتواند احساس ناامیدی را تشدید کند، در مقابل آن داشتن ارتباط با خانواده، دوستان یا گروههای حمایتی، احساس امنیت و همراهی ایجاد میکند.
سوم، بازنگری در اولویتهای زندگی است. خیلی از افراد بعد از بحران متوجه میشوند برخی از نگرانیهای روزمره اهمیت کمتری دارند و در مقابل، روابط انسانی، سلامت و آرامش درونی ارزش بیشتری برایشان پیدا میکند. سرگرمیهای مختلف مثل فضای مجازی یا اموری که صرفا ووقت گذرانی هست، اهمیت کمتری پیدا میکند و چهارم اینکه، مراقبت از سلامت روان و جسم فوت کوزه گری کار است! خواب منظم، فعالیت بدنی، حضور در طبیعت، تمرینهای آرامسازی عضلانی و ذهن و دریافت کمک حرفهای در صورت نیاز، همه و همه میتوانند به بازگشت تعادل روانی کمک کنند.
نظری کمال گفت: باید توجه داشت که رشد پس از بحران فرآیندی تدریجی است و هر فرد به شکل متفاوتی آنرا تجربه نموده و به میزان زمان متفاوتی نیاز دارد. در آخر اینکه بحرانها میتوانند انسان را متوقف کنند، اما لزوماً او را شکست نمیدهند. در بسیاری از موارد، همین تجربههای دشوار زمینهای فراهم میکنند تا فرد با شناختی عمیقتر از خود و جهان، مسیر تازهای برای زندگی بسازد.