پخش زنده
امروز: -
حسین حیدریپور کارگردان تئاتر در یادداشتی از خون دل خوردن و استقامت ایرانیان در روزهایی که مسلمان بودن و وطندوستی جرم است، نوشت.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، حسین حیدریپور، مدرس، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، در دلنوشتهای، از ایران و مبارزه در هفت خوان رستموار مردم نوشت.
یادداشت او بدین شرح است:
پرچم اسداللهالغالب و شیعی صفوی را بر نیزههای مجازی کردند و در خیابانهای غرب به اسلام و یدالله دشنام دادند.
گرایششان ملیگرایی و ایراندوستی بود ولی تنها به زبان و در عمل، اما تلاششان برای بمباران و نابودی ایران و ایرانی ...
جماعتِ تهی که ایران را بی حافظ، سعدی، مولانا، ربنای شجریان، اذان موذنزاده، علاج چاووشی، وطن دوستی علی دایی و هادی چوپان و... میخواهند، اما جرممان چیست؛ مسلمان بودن و وطندوستی...
و خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...
بر پشت کیبوردهای مجازی و استوریهایشان نشستند و دسته گلهایمان را به مبارزه در خیابانها فرا خواندند و تقاضای بمباران از عموهایشان ترامپ و نتانیاهو و... کردند در حالیکه همزمان آماده میشدند برای رفتن به جشن و رقص و هالوین و انتخاب مدل جدید دکوراسیون خانههاشان...
اگر کسی را دوست داشتم به خاطر ایران است.
اگر کسی را دوست نداشتم به خاطر ایران است.
اگر چیزی از دست دادهام به خاطر عشق به ایران است.
اگر در درونم چیزی به دست آوردهام به خاطر ایران است.
میخواستم نمایشنامهای بنویسم از احوال این ایام، اما در هیچ سبک و شیوه و جرگهای جا نشد، گاهی سوررئال شد، گاهی رئال جادویی و گاهی به سوی قلم گابریل مارکز رفت و گاهی رفتارها و اعمالی شد که اصلا برایم آشنا نبود...
اکنون، اما باید به شکنجه بیقیدیِ به ظاهر رفیقان، خون دل بخوریم و نبازیم در هفت خوان رستم... حال که قرار گذاشتند همه چیز رنگ ببازد ما نباید ببازیم.
یادم میآید زمانی را که در نوجوانی تکخوان گروه سرود مدرسهمان بودم و میخواندم:
کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ
چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند و خدا باشکیبایان است؛ و عجب که بعد از ۳۰ سال دوباره با خودم زمزمهاش میکنم و این روزها نور من است...